X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های من

یکشنبه 24 اسفند 1393

کافه کتاب

یه کافه کتاب نزدیک خونه امون هست که فاطمه رو اگه پیدا

نکنی حتما تو کافه کتاب هست

خیلی به من هم اصرار می کرد تا باهاش برم ولی تنبلی می کردم

ونمی رفتم

تا دو روز پیش با سید احمد (پسر داداش کوچیکه) حرف می زدم بهش

گفتم برات عیدی چی بخرم

گفت عمه یه چیزی میدونی ؟

گفتم نه

گفت من الان با سواد شدم پس دیگه برام اسباب بازی نخر وسایل

درس آموختن بخر

گفتم چشم

برای همین با فاطمه رفتم کافه کتاب

برای همه بچه های داداشا از همین جا چیزای مختلف خریدم

یه سری وسایل هم برای نرگس کوچولو خریدم هرچیز فانتزی وقشنگی

که احساس می کردم به دردش می خوره وامکان نداره خودشون بخرن

خریدم (همون دختری که فاطمه

حامیش هست)

یه گوشه ای از کافه کتاب تریا بود به فاطمه گفتم بیا بریم بشینیم یه

قهوه هم بخوریم بعد بریم خونه

یه محیط آروم ودوست داشتنی با یه موزیک آروم

خیلی از سکوت وآرامشش خوشم امد

فاطمه گفت پس بهم حق بده که میام اینجا

بایه حس خوب امدیم خونه برای همسرم تعریف کردم گفت من که بهت

میگم یه خورده از خونه برو بیرون

حالا ازت خواهش می کنم اقلا یه روز در میان برو کافه کتاب واز زندگی لذت ببر

دیروز هدیه های نرگس کوچولو رو بردیم دم خونه اشون خیلی خیلی خوشحال

شد هرکدوم از وسایل رو باز می کرد با ذوق می گفت وای  خاله چقدر قشنگه

دوستام تو مدرسه از اینا دارن

خدایا شکرت به خاطر لبخندها وشادی نرگس کوچولو

خدایا رو لب همه ی بچه ها شادی وخنده بنشون

ان شاالله

نظرات (8)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 15 فروردین 1394 ساعت 16:46
+ ندا
سلام اعظم جون مهربون
سال جدید رو بهت تبریک میگم امیدوارم سال خیلی خوبی برای خودت و خانواده محترمت باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون امیدوارم سال خوبی برای شما هم باشه
روزهای خوب وقشنگی کنار خونوادت داشته باشی
شنبه 8 فروردین 1394 ساعت 03:54
+ دلارام مهربون
سلام اعظم جونم...
سال نوت مبارک عزیزم...
سال خوبی داشته باشین....

واقعا بیرون رفتن خیلی خوبه... حال ادم رو خوب میکنه.....
چقد شما مهربونین... برای بچه ها هدیه میخرین... کار خوبی می کنین.. خدا دلتون رو شاد کنه....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
سال نو شما هم مبارک
ممنون لطف دارید
سه‌شنبه 26 اسفند 1393 ساعت 09:25
+ *
سلام خانمی
واقعاً واسه ما،مادرها واجبه برای خودمون وقت بذاریم
پیشنهاد همسرت درسته ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلم
همینطوره اگه مادرا به خودشون برسن بچه های سالم
ومتعادلی به جامعه تحویل میدن
سه‌شنبه 26 اسفند 1393 ساعت 07:41
+ عمه
سلام.خداراشکرهمسری داری که به لذت بردن از زندگیت علاقمنده.اعظم جون برای سلامتشون صدقه بده .شوهرمن که چنین اجازه ای نمیدهخداانشالله سال جدید رابرایت بهترین تقدیرهارا رقم بزند.گل رویت رامیبوسم .التماس دعاbashoo1.persianblog.ir
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خانمی
خب خیلی دوستون داره دلش نمیاد تنها جایی برید
خدا به شما وخانواده ی محترمتون سلامتی بده
ان شاالله سالی خوب وتوام با شادی وسلامتی داشته باشید
دوشنبه 25 اسفند 1393 ساعت 23:03
+ زینب
منم قبلا حس حامی بودن را تجربه کردم برای ی پسر بچه
البته هیچ وقت ندیدمش براش سال تحصیلی لوازم تحریر خریدم
سال بعد گفتند دیگه نیازی به کمک نداره به جاش ب ی دختر کوچولو دیگه کمک کردم خ کوچولو بود...مادرش طلاق گرفته بود دلیلش را نپرسیدم ولی همین عامل باعث شد نمی دونم چرا حس خوبی دیگه پیدا نکنم متاسفانه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 25 اسفند 1393 ساعت 07:55
+ معلم تاریخ
عکسش برامون بذار لطفاً
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه حتما
یکشنبه 24 اسفند 1393 ساعت 23:24
+ خانومی
سلام اعظم جون...اینقدر قشنگ ازش تعریف کردی که منم دلم خواست(در راستای همون بی جنبگی!)
اینجور جاها واقعا آرامش بخشت پس بهترین استفاده رو ازش ببر عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلم
داشتم فکر می کردم کجایی خبری ازت نیست وقتی وبم باز شد
نظرتون رو دیدم واقعا خوشحال شدم
تو اینجور مواقع خوبه آدما بی جنبه باشن
ممنون خانومی
یکشنبه 24 اسفند 1393 ساعت 16:06
+ معلم تاریخ
سلام
چه خوبه یه دختر خونده دارید برای شما میشه نوه حس خوبیه.
شاد باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
همینطوره عکسشم از مامانش گرفتم خدا به همه این حس های
خوب رو بده